موفقیت

چرا انگیزه کاری دوام نمی آورد

صرف نظر از اینکه چه مدت مشغول به انجام کاری بودید یا اینکه رهبری یک تیم را به عهده داشتید زمانی فرا می رسد که مجبور به کناره گیری می شوید یا اعضا و گروهی را اخراج می نایید، کارمندانی که به نظر می رسید بسیار پر از زندگی فردی و درگیر کار هستند سرانجام در تیم ها و گروه ها مستقر می شوند ولی در ادامه شاید انگیزه کاری خود را از دست دهند و شاید استعفاء دهند یا توسط شما اخراج شوند. تیم هایی که با یک مأموریت الهام بخش تشکیل می شوند و سرانجام در عادات منظم و قدیمی کار تیمی قرار می گیرند و پس از مدتی از بین می روند و از فعالیت خود خارج شوند.

این اتفاق در هر سازمان و هر تیمی در هر اندازه ای اتفاق می افتد و بسیار رایج است اما به عنوان یک رهبر، می توانید چند کار ساده را انجام دهید تا تشخیص دهید که چرا انگیزه دوام ندارد و این کار به شما کمک می کند تا آن را تغییر دهید و افراد خود را دوباره درگیر کنید و از آنها روحیه بگیرید یا به آنها روحیه ای جدید و انگیزشی بدهید.

در این پست ما در حال بررسی چند دلیل خاص برای دوام نیاوردن انگیزه و اینکه برای تحریک آن چه کاری می توانید انجام دهید هستیم. برخی از دلایل موجود براساس دهه ها تحقیقات علوم اجتماعی و روانشناسی سازمانی در دنیای حرفه ای مورد توجه قرار گرفته ولی بسیاری از این دلایل موجود نادیده گرفته می شود.

اولین دلیل بی انگیزگی مردم این باور است که آنها فقط قادر به انجام آن نیستند. آنها از این کار هیجان زده بودند، آنها در دوره آموزش ابتدایی مشغول به کار شدند و وقتی شروع به تلاش کردند فقط شکست خوردند و اکنون آنها اعتقاد ندارند که تلاش بیشتر به این معنی است که آنها می توانند کار را بهتر انجام دهند.

این نوع تفکر می تواند یک مسئله آموزشی یا یک منبع فرهنگی و اجتمایی باشد. ممکن است کارمندان تیم شما آموزش کافی ندیده باشند. حتی امکان دارد که آنها بدانند چه کاری باید انجام دهند و هر بار که سعی می کنند با افراد دیگر تیم یا هر مکان دیگر سازمان همکاری کنند ، در نهایت نمی توانند آنچه را که برای انجام کار نیاز دارند بدست آورند و بتدریج آنها بی انگیزه می شوند زیرا فکر می کنند اگر در این استخر بزرگتر از حد متوسط ​​باشد تلاش آنها اهمیتی ندارد.

اما بسیاری از دلایل بی انگیزگی مردم در این زمینه در واقع نتیجه همان چیزی است که می توانیم آن را یک ذهنیت ثابت بنامیم. کارول دوک یک محقق درخشان است که بر تفاوت ذهنیت ثابت با رشد فکر تأکید کرده است.  یک ذهنیت ثابت معتقد است که دانش ، مهارت و توانایی نسبتاً ثابت است یک فرد با ذهنیت رشد فکر معتقد است که آن چیزها ثابت نیستند و می توانند با تلاش و یادگیری رشد کنند.  بنابراین، اگر خواسته های خود را به ذهنیت ثابت سوق داده اید و آنها احساس می کنند بیش از حد ناکارآمد هستند و توانایی انجام فعالیت در هیچ یک از مناطق را ندارند، وظیفه شما خواهد بود که به آنها کمک کنید تا از یک ذهنیت ثابت به یک ذهنیت رشد تغییر جهت دهند.

بهترین راه برای انجام این کار این است که فقط با آرامش از آنها سوالاتی در مورد سایر نکات زندگی خود بپرسید و بدانید چرا آنها ناامید شده اند یا احساس نمی کنند که می توانند موفق شوند و با این وجود به تدریج برای غلبه بر این چالش ها راهی بیابید. با انجام این کارمی توانید، برخی از این ذهنیت ها را از حالت ثابت به رشد تغییر دهید.

دلیل دوم اینکه افراد می توانند بی انگیزه شوند این است که باور نمی کنند وجود آنها موثر باشد. اینگونه نیست که آنها باور ندارند اگر تلاش کنند، می توانند عملکرد را افزایش دهند بلکه مشکل این است که آنها اعتقاد ندارند کاری که از آنها خواسته می شود در واقع حل مشکلات یا کمکی به سازمان بزرگتر است. آنها اعتقاد ندارند که کار آنها برای سازمان ارزشی ایجاد می کند

کار آنها فاقد عنصر خاصی از اهمیت وظیفه است. این توانایی را ندارد که ببیند چگونه کار آنها در کل بزرگتر قرار می گیرد  با رشد سازمان ها، تخصص آنها افزایش می یابد این بدان معناست که مشاغل بسیار کمتر از مجموعه ای متنوع از وظایف قرار می گیرند و بیشتر معطوف به یک کار یا مهارت فردی می شوند که بارها و بارها تکرار می شود. این برای کارایی عالی است  اما برای انگیزه بد است زیرا از بین بردن کل بزرگتر بسیار آسان است  مردم احساس می کنند کار تکراری است و احساس می کنند بی معنی است.

و به عنوان یک رهبر، اگر احساس می کنید تیم یا فردی در تیم شما از این مسئله رنج می برد پس باید کل این بزرگتر را به آنها نشان دهید تیم ها اغلب می دانند که چگونه کار آنها به یکدیگر کمک می کند اما از چگونگی کمک سازمان به سازمان گسترده اطلاعی ندارند بنابراین یک راه خوب برای اصلاح این مسئله به اشتراک گذاشتن داستان های موفقیت است، چه این داستان های مشتری باشد و چه داستان های داخلی که نحوه تکرار وظایف آنها در دور بعدی را نشان می دهد  این مورد با توجه به صنعتی که در آن هستید و تیمی که در آن حضور دارید بسیار متفاوت است اما این احتمال وجود دارد که یکی از دلایل کم رنگ شدن انگیزه در تیم شما این باشد که مردم نمی بینند که چگونه کار آنها انجام مجدد آن قسمت اصلی سازمان است و از این رو مشکلات واقعی را حل می کند یا ارزش واقعی ایجاد می کند.

تغییر یک ذهنیت که می تواند شما را موفق تر کند
ادامه مطلب

دلیل سوم اینکه ممکن است تیم یا فردی در تیم شما بی انگیزه شود این است که آنها اعتقاد ندارند پیشرفت می کنند.  آنچه بین انسانها انگیزه ایجاد می کند و آنچه بسیاری از مدیران می گویند انگیزه پیشرفت کردن آنهاست،  ما برای دهه ها می دانیم که پیشرفت یک انگیزه قوی برای انسان است.  این پیشرفت می تواند در جهت یک هدف باشد یا پیشرفت در حرفه شخصی خود باشد و حتی می تواند برای سازمانی کار کند که به سمت اهداف بزرگتری پیشرفت می کند. اما وقتی از مدیران نظر سنجی می شود و از آنها می پرسد انگیزه افراد آنها چیست ، به احتمال زیاد به پاداش، برنامه جبران خسارت یا جوایز اشاره می کنند.

آنچه در مورد این قطع ارتباط شگفت آور است این است که در واقع نشان دادن پیشرفت بسیار آسان و نسبتاً ارزان است. شما فقط باید به تیم برگردید و بردهایی را نشان دهید که آنها فراموش کرده باشند. شما فقط باید به آنها یادآوری کنید که آنها در زمان شروع کار چقدر عقب بودند  یا فقط باید شش ماه یا یک سال به جلو نگاه کنید تا پیشرفت واضح تر نمایان شود.

ما غالباً آنقدر روی انجام کار متمرکز شده ایم که فراموش می کنیم آن پیروزی های کوچک را جشن بگیریم و پیشرفت را نیز در کار نشان دهیم. اگر این کار را انجام دهیم می توانیم یکی از انگیزه های اصلی افراد و تیم ها را تغییر دهیم. در این مرحله احساسی که افراد یا تیم ها باید به آن برسند احساس رکود نام دارد پیشرفت و رکورد یک انگیزه قوی انسانی است. ما فقط باید اطمینان حاصل کنیم که پیشرفت را زود هنگام و اغلب در صورت همکاری تیمی به دست می آوریم.

دلیل نهایی اینکه افراد می توانند بی انگیزه شوند این است که آنها اعتقاد ندارند این مسئله مهم است.  حتی در سال ۲۰۲۰ ، پس از دهه ها صحبت درباره هدف و ضرورت وجود یک سازمان متمرکز بر مأموریت، هنوز مشاغل و سازمان های زیادی وجود دارند که فاقد احساس هدف در کار هستند.  این می تواند به این دلیل باشد که بیانیه مأموریت آنقدر ملایم است که انگیزه ای برای کسی ایجاد نمی کند  یا می تواند به این دلیل باشد که آنها برای شروع هرگز حتی هدف قانع کننده ای را تعیین نکردند.

مردم نمی خواهند به یک شرکت بپیوندند. آنها می خواهند به یک جنگ صلیبی بپیوندند. آنها نمی خواهند برای سازمانی کار کنند.  آنها می خواهند برای هدفی کار کنند.

اگر صاحب مشاغل کوچک یا کارآفرینی هستید، می توانید امروز آن را تغییر دهید.  شما می توانید اعلام کنید که برای چه می جنگید شما می توانید این امر را برای همه متذکر شوید و داستانهایی را ضبط کنید که نشان می دهد چگونه کاری که آنها انجام می دهند دنیای بزرگتر را بهتر می کند. اما اگر در داخل یک سازمان بزرگ پیشرو هستید احتمالاً نمی توانید قوانین ۱۰ سال گذشته را بیرون آورده و بیانیه ماموریت را دوباره بنویسید.

اما شما هنوز هم می توانید هدف خود را نشان دهید.

ابتدا مطمئن شوید که همه اعضا و گروهها از واژه “چه کسی” در آن بیانیه مأموریت مبهم سازمانی آگاه هستند و اگر این چنین نیست خود شما دریابید چه کسی بیشتر از کاری که سازمان شما انجام می دهد سود می برد. پاسخی برای این سوال پیدا کنید، “برای چه کسی می جنگیم؟”  و هنگامی که “چه کسی” را شناسایی کردید راهی برای اتصال افراد و گروه های خود به آنها پیدا می کنید تا افراد شما ببینند برای چه کسی می جنگند.

این کار را ایجاد طرفدار اجتماعی استفاده می نامند در این حالت نیازی نیست که بیانیه، مأموریت پیچیده و تغییر دهنده جهان باشد حتی اگر چیزی به انداز بسیارکوچک باعث می شود زندگی روزمره شخص دیگری در سازمان یا خارج از سازمان بهتر شود می تواند تأثیر انگیزه ای زیادی داشته باشد.

یکی از بزرگترین مواردی که باعث بی انگیزگی افراد می شود فقدان احساس هدف در کار آنها است و این ممکن است یکی از آسانترین موارد برای تغییر باشد. اطمینان حاصل کنید که افراد شما می دانند کار آنها به چه کسی کمک می کند بار دیگر تاکید می کنیم مطمئن شوید که آنها می دانند برای چه کسانی می جنگند.

تعدادی از دلایل مختلف دیگری وجود دارد که باعث از بین رفتن انگیزه در طول زمان می شود ، اما به همان روش های ذکر شده می توان از نابودی انگیزه جلوگیری کرد. بنابراین، خواه به این دلیل باشد که مردم شما اعتقاد ندارند که می توانند به این نتیجه برسید و به پیشرفت خود اعتقاد ندارند ، یا به موارد دیگر ذکر شده بی توجه هستند، شما بعنوان یک رهبر گزینه هایی دارید که می توانید انگیزه ها متحول سازید. دریابید چه دیدگاهی از واژه “چه کسی” بین اعضا و گروه های شما وجود دارد و یا مسیر رسیدن به این سرویس را پیگیری کنید در انتهای این فرآیند متوجه خواهید شد که با تلاش در این مسیر نه تنها به همه آن انگیزه ها ضعیف شده قوت بخشید اید، بلکه انگیزه تیم خود را به سطح جدیدی راهنمایی کرده اید.

منابع

Translation from the site

“https://www.psychologytoday.com/intl/blog/creative-leadership/202011/why-motivation-doesnt-last”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

خرید شارژ

خرید شارژ تلفن همراه